عماد پورشهریاری۸ مرداد ۱۴۰۰

نگاهی به کتاب آنگاه به پایان رسیدیم نوشته جاشوآ فریس

قبل از اینکه رییس بفهمد اخراج شده‌اید!

نقد کتاب آنگاه به پایان رسیدیم

چندی پیش نیویورکر لیستی از ۲۰ نویسنده زیر ۴۰ سال آمریکایی منتشر کرد و این افراد را آینده ادبیات داستانی آمریکا معرفی کرد. جاشوآ فریس یکی از این نام‌ها است. فریس متولد ۱۹۷۴ است و تا کنون ۲ رمان و چندین استان کوتاه از او منتشر شده است. آنگاه به پایان رسیدیم و بی نام؛  کتاب اول برای فریس شهرتی جهانی به همراه آورد و به مرحله پایانی کتاب سال راه پیدا کرد و همچنین جایزه پن همینگوی سال ۲۰۰۷ را دریافت کرد. آنگاه به پایان رسیدیم تاکنون به ۲۵ زبان از جمله فارسی ترجمه شده است، کتاب را علی فامیان برای نشر نیستان ترجمه کرده است.

آنگاه که به پایان رسیدیم در آغاز قرن جدید و در شرکتی تبلیغاتی در شیکاگو می‌گذرد، بیشتر رخدادهایی داستان هم در طبقه خاصی از این شرکت بزرگ اتفاق می‌افتد. در سایت اصلی کتاب، نقشه ای از این طبقه قرار دارد که ای کاش در کتاب هم چاپ می‌شد، کتاب گرچه مکان‌های زیادی ندارد ولی از نظر شخصیت حسابی پر تعداد است، این تعدد حداقل در ۶۰-۷۰ صفحه ابتدایی آزار دهنده و شاید خواننده بین خطوط گم شود، شخصاً پیشنهاد می‌کنم شخصیت‌ها را یادداشت کنید تا کم کم با آن‌ها همراه شوید گرچه نویسنده در ابتدای هر فصل تَگ‌ها و برچسب‌هایی به صورت کلمات و عبارات‌هایی به طور پیاپی قرار می‌دهد که در جذاب‌تر شدن و همین‌طور از دست نرفتن خط داستانی بسیار موثر است.

کتاب با فصلی درباره وضعیت کلی کارکنان شرکت شروع می‌شود؛ علاقه و پشتکار شغلی، حقوق مناسب، زندگی شاد و در کل همه چیز بر وفق مراد است: «ما لوس و نُنر بودیم و حقوق‌های آنچنانی دریافت می‌کردیم» (ص ۱۱)،  یا «اگر روز و روزگاری پدر و مادرهایمان مجبور بودند از فروشگاه‌های ارزان قیمت لباس ارزان بخرند، حالا وضعمان بد نبود و نیازی به لباس مجانی نداشتیم. لباس‌ها را به مراکز خیریه دادیم یا در کمدها آویزان کردیم یا هنگام چمن زنی پوشیدیم.» (ص ۱۹). این خوشی‌ها دیری نمی‌پاید : «ما فکر نمی‌کردیم که روزی، آن روزه‌ها تمام شود.» (ص ۲۱). با ورود به قرن جدید اوضاع دگرگون می‌شود، شرکت با توجه به مشکلات اقتصادی فراوان روبرو است و سیاست تعدیل نیرو را در پیش می‌گیرد، کارمندان شرکت هرکدام برای خود داستانی دارند، داستانک هایی که سرانجام ان‌ها را به سوی اخراج شدن سوق می‌دهد، علاوه بر این روابط خود کارمندان با یکدیگر چندان خوب نیست، کارمندان به دسته های زیادی تقسیم شده‌اند و دل خوشی از یکدیگر ندارند: «اگر فرصتی برای نق زدن به وجود می‌آمد، نق می‌زدیم. گروه افکار نو از گروه حسابداری شکایت می‌کرد. گروه حسابداری از مشتری‌ها شکایت می‌کرد. همه گهگاه از کارگزینی شکایت می‌کردند و کارکنان از خودشان و از تک تک ما ناراضی بودند.» (ص ۱۱۶)، با این حال در همین گروه‌ها هم به یکدیگر کمک می کنند ولی خط قرمز تمام مساعدت‌ها اخراج شدن است.

آنگاه به پایان رسیدیم را می‌توان از دو دیدگاه متفاوت بررسی کرد؛ یکی توجه به مشکلات اقتصادی ایالت متحده و حتی تعمیم دادن ان به جنبش‌های اعتراضی اخیر که به جنبش‌های تسخیر وال استریت یا ۹۹ درصدی شهرت پیدا کرده است: «این وسط کلی پول رد و بدل می‌شد و مقدار کمی از این پول به ما می‌رسید و با همین پول می‌توانستیم در بین یک درصد ثروتمندترین مردم جهان زندگی کنیم. این آخرین سرخوشی ما بود، تا اینکه دوران تعدیل نیرو فرا رسید» (ص ۲۷). کتاب گرچه در سال ۲۰۰۷ نوشته شده و تاریخ وقایع سال ۲۰۰۱ است ولی کلید های ارتباطی زیادی را می‌توان با وضعیت نابسامان اقتصادی کنونی پیدا کرد. نقد فرهنگ مصرف گرایی در قالب زندگی آمریکایی شاید لایه زیرین کتاب باشد که از طرح روی جلد که عنوان کتاب را با طرح لوگو کوکاکولا تلفیق کرده است واضح‌تر شده، این طرح جلد در نسخه ترجمه فارسی هم به شکل یک قوطی نوشابه کوکاکولا مصرف شده نشان داده شده که انتقال مفهوم به هر شکل صورت گرفته است.

بیشتر بخوانید:  گفت و گو با جاشوآ فریس نویسنده «آنگاه به پایان رسیدیم»

نگاه دوم به کتاب که به نظرم نگاه درست‌تر و دقیق‌تری است، اشاره به زندگی روتین و یکنواخت کارمندان پشت میز نشین دارد و البته روابط این یقه سفیدها با یکدیگر و وضعیت بد اقتصادی تنها بستر داستانی است. کارمندانِ به خوبی شخصیت پردازی شده در واکنش به کوچک‌ترین اتفاقات از خود هیجان بروز می‌دهند و کاملاً مشخص است از یک انزوای کاری رنج می‌برند. اینکه کارمندان زمان زیادی را دور دستگاه فتوکپی می‌گذرانند یا ترجیح می‌دهند پشت میز خود به جای کارهای روزانه، کتاب بخوانند از همین انزوای شغلی می‌آید. یکنواخت شدن محیط کار و لذت نبردن از کاری که می‌کنیم برای همه پشت میز نشینان حکایت آشنایی است، به این شرایط خطر اخراج شدن، حذف مزایای شغلی، مرگ فرزند، طلاق همسر، وام‌های کوتاه مدت و کارمزد زیاد را هم اضافه کنید. این‌ها داستان هر شخصیتی است که در آنگاه به پایان می‌رسیم با ان‌ها روبرو خواهید شد. حتی خانم رییس که خود همه را اخراج می‌کند و در جایگاه قدرت قرار دارد با اینکه به میان سالگی نزدیک می‌شود تنها است و از سرطان سینه رنج می‌برد و با همه قدرتش ضعیف به نظر می‌رسد.

کتاب از طنز سیاهی هم بهره می‌برد، نوع اتفاقاتی که در این طبقه شرکت تبلیغاتی می‌افتد خنده‌هایی به همراه دارد که خیلی گزنده هستند: «سام که دو ثانیه بعد از آغاز تعدیل نیرو اخراج شد…»(ص ۱۳۰) یا تام که بعد از خبر شنیدن اخراج شدنش چنان عصبانی است که تصمیم می‌گیرد مانیتور را از طبقه شصت و دوم به بیرون پرتاب کند ولی فکر می‌کند اگر شیشه نشکند حسابی ضایع می‌شود. آنگاه که به پایان رسیدیم در روایت و ساختار هم پر کشش و پر توان است، جاشوآ فریس برای نزدیک کردن خوانندگان با شخصیت‌ها و ایجاد احساس همزاد پنداری از راوی «ما» استفاده کرده، این شیوه گرچه زیاد معمول نیست ولی به شدت در همراه کردن مخاطب موفق است به خصوص اینکه در فصل‌های پایانی این ضمیر نقش پر رنگ‌تری می‌گیرد. آنگاه به پایان رسیدیم با این جمله به پایان می‌رسد: «فقط دو نفر ماندیم. فقط دو نفر؛ من و تو.» #


این مطلب پیش‌تر در روزنامه اعتماد منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *