عماد پورشهریاری۴ آبان ۱۳۹۹

نگاهی به فیلم کشتار (Carnage) ساخته رومن پولانسکی

سمفونی خشونت

جدیدترین ساخته رومن پولانسکی فیلمساز با سابقه سینمای جهان، اثری چالشی در روایت و پرداخت است. کشتار که اقتباس وفادارانه ای از نمایشنامه خدای کشتار یاسمینا رضا (نمایشنامه نویس فرانسوی- ایرانی) است تنها با حضور چهار بازیگر همراه شده و تنها یک لوکیشن در تمام طول فیلم به تصویر کشیده می شود، در واقع لوکیشن محدود به قسمت کوچکی از یک آپارتمان است. پولانسکی البته به این نوع نگاه شهرت دارد و بهترین فیلم های این کارگردان سالخورده در همین فضاهای محدود و آپارتمانی می گذرد. فیلم هایی چون «بچه رزماری» یا «مستأجر» یا «تنفر» همه روایتگر ترس از بی اعتمادی و تفاوت ذهنیت و واقعیت هستند، کشتار هم در همین فضا قرار می گیرد.

«کشتار» پس از سکانس افتتاحیه و نمایش دعوای دو پسر بچه نوجوان (زاخاری و ایتان) از نمای دور با حضور والدین دو نوجوان در خانه پدر و مادر ایتان (جودی فاستر و جان رایلی) کلید می خورد. در این نامه که توسط مادر ایتان نوشته می شود بهانه شروع داستان مشخص می شود: «به دنبال به وجود اومدن یه درگیری کلامی … در پارک بروکلین بریج زاخاری کاون، ۱۱ ساله و مسلح به یه تکه چوب توی صورت پسرمون، ایتان لانگستریت می کوبه علاوه بر کبودی و ورم، لب بالایی ایتان این عمل همچنین دو دندون شکسته…» . واژه مسلح که مادر ایتان در نامه به  کار برده چندان خوشایند خانواده زاخاری (با بازی کیت وینسلت و کریستوفر والتز) نیست، اما این کلید آغاز ماجرا به راحتی حل شده و کلمه حمل کردن جایگزین آن می شود. پس از این است که حل کردن موضوع دعوای دو نوجوان به صحنه مشاجره های شدید والدین آن ها تبدیل می شود.

در یک ساعت بعدی فیلم ما دائم با موضوعات مختلفی روبه رو هستیم که از طرف والدین مطرح می شود و تبدیل به مشاجره وحشتناکی می شوند؛ و هر بار که این مشاجره ها به پایان می رسد داستان دعوای سطحی و گذرای زاخاری و ایتان دوباره بحث را به سمت یک موضوع حاد و جهان شمول پیش می برد، شاید چنین فضاهایی خسته کننده به نظر برسد ولی در این بین پرداختن به جزئیات با نگاه طنز در میان مکالمات دو زوج موتور پیش برنده کشتار است. دو خانواده به نظر کاملاً متمدن در رفتار و صحبت های خود حضوری کاملاً غیرمتمدنانه و وحشیانه از خود نشان می دهند.

این در حالی است که هر دو گروه مدعی تمدن گرایی هستند و حتی در طول زندگی خود به دنبال آن حرکت کرده اند. مثلاً پنه لوپه مادر ایتان کتابی درباره کشتار و فجایع انسانی در دارفور نوشته یا آلن پدر زاخاری درگیر پرونده فروش داروهایی است که عوارض بسیار خطرناکی دارد. نام کشتار برای فیلم پولانسکی یا عنوان اصلی خدای کشتار از همین نکته است.

والدین ایتان و زاخاری گرچه به ظاهر متمدن و انسان دوستانه خود را نشان می دهند اما در موقعیت های خاص، ذات نهادینه شده و بنیادین خود یعنی خشونت را بروز می دهند خشونتی که البته در برابر حرکت ایتان و زاخاری به مراتب بزرگ تر و وحشتناک تر است. این دو زوج در واقع نماد تمام انسان هایی هستند که در این عصر زندگی می کنند و در تمام زندگی خود تلاش می کنند خود را فرهیخته و متمدن جلوه دهند و این دقیقاً طرف مقابل چیزی است که واقعاً هستند.

فیلم به طور واضحی نشان می دهد جملات و رفتار پدر و مادر سطح بالای آمریکایی تفاوت چندانی با فجایع انسانی سودان و آفریقا ندارد یا ظاهر متفکر، حق به جانب و منطقی آلن در واقع پوششی است برای پنهان کردن خشونتی که او از طریق حضور در پرونده فروش داروهای ناسالم به مردم روا می دارد. طنز سیاه اثر هم در همین حدود قرار می گیرد مثلاً مایکل پدر ایتان، همستر، حیوان خانگی فرزندشان را در خیابان رها کرده، حرکتی که از نظر نانسی، مادر زاخاری، حرکتی وحشیانه و همراه با خشونت شدید است. به هر حال این حرکت هم خود منعکس کننده همان مفهوم خشونت است.

«کشتار» صحنه یک ساعت تقابل والدین با یکدیگر نیست، در موضوعات متنوعی که مطرح می شود همیشه دو زوج در برابر هم قرار نمی گیرند، در بسیاری از موارد پنه لوپه و نانسی در یک جبهه قرار می گیرند و سعی می کنند از جبهه فمینیستی و زنانگی وارد بحث بشوند گاهی هم پنه لوپه و مایکل در یک جبهه قرار می گیرند و در بحثی خاص از یکدیگر حمایت می کنند.

بیشتر بخوانید:  نگاهی به فیلم «در دنیایی بهتر»

این جابه جایی ها به تناوب در طول فیلم دیده می شود و تاکید می کند داستان دعوای دو نوجوان کمترین اهمیتی ندارد و تنها بهانه ای است برای شروع داستان اصلی چرا که والدین این دو نوجوان همیشه در یک جبهه قرار نمی گیرند. تمامی افراد به کرات از کار خود پشیمان می شوند و عذرخواهی می کنند و در واقع تمام آن ها به یک اندازه بد و خوب هستند.

نمونه خوب دیگر تقبیح خشونت در سینمای چند سال اخیر جهان، فیلم «در دنیایی بهتر» است، در آن فیلم هم دعوای دو نوجوان دستمایه نکوهش خشونت جهان شمولی است که تمام انسان ها با آن درگیر هستند، «در دنیایی بهتر» نیز نمایش کشورهای اسکاندیناوی مشهور به عاری از خشونت بودن در کنار خشونت های قبیله ای آفریقا معنایی نزدیک «کشتار» را تداعی می کند.

در کنار مفهوم خشونت باید به مفهوم مورد علاقه پولانسکی که انگیزه او برای اقتباس سینمایی خدای کشتار بوده است نیز اشاره کرد: تنهایی. تمام رفتارها و همان خشونت هایی که گفته شد از تنهایی و عدم توانایی آن ها در برقراری ارتباط آغاز می شود. در مواردی که زن و شوهر در دو سمت جبهه قرار می گیرند این تنهایی وضوح بیشتری پیدا می کند. در این سطح، کشتار از سطح اجتماعی و نقد آن، به سمت خانواده کشیده می شود و آن را به چالش می کشد، مثلاً وابستگی بیش از حد آلن به تلفن همراهش و برخورد انفعالی با همسرش. در مجموع می‌توان گفت فیلم سعی می‌کند بگوید هیچ کس آن چیزی که نشان می‌دهد نیست و همه به نوعی واقعیت «خود» شان را مخفی می کنند.

صحنه اختتامیه بازهم همان پارک ابتدای فیلم است، این بار نمایی از یک همستر را می بینیم که به نظر از حضورش در طبیعت چندان ناراضی نیست! و بازهم از نمایی دور زاخاری و ایتان را می بینیم که خیلی خوشحال و دوستانه در کنار هم راه می روند. اما برای والدین این دو چه اتفاقی افتاده است؟

نمایشنامه یاسمینا رضا، اثر ساده اما کاملی است، کشتار پولانسکی هم همین طور. کتاب خدای کشتار همزمان با گسترش شهرت جهانی آن در ایران هم ترجمه شده و روی صحنه رفته است. خدای کشتار را مائده طهماسبی ترجمه کرده و چاپ دوم آن سال ۱۳۸۹ توسط نشر قطره منتشر شده است. نمایش آن نیز پیش از ترجمه اثر در سال ۱۳۸۷ به کارگردانی علیرضا کوشک جلالی در تئاتر شهر تهران روی صحنه رفته است. گرچه اجرای خدای کشتار را ندیدم ولی فضای نمایشنامه نشان می دهد متن بیشتر روی صحنه تأثیرگذار است، با این حال اقتباس سینمای پولانسکی هم اثر قابل قبولی است.


 این مطلب پیش‌تر در روزنامه خراسان منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *