این ایماگو من است

ایماگو در زیست‌شناسی آخرین مرحله تبدیل پیله به پروانه یا بلوغ یک حشره است.خودش عنوان زیبایی است، درست یک مرحله پیش از تکامل و به نهایت رسیدن. در روانشناسی معنای ایماگو متفاوت  و نخستین تصویری ناخودآگاه هر شخص برای دیگران  است.
در تعریف، ایماگو را به تصویر ایده آل هر فرد که در کودکی شکل‌گرفته و تا بزرگ‌سالی ادامه پیدا می‌کند هم اشاره شده است. یونگ و فروید سایر دوستان روانشناس آن‌ها از این ایماگو زیاد استفاده کرده‌اند اما برای من ایماگو همین نوشته‌هایی است که مبتدی و نیمه‌حرفه‌ای در 18 سالگی و کمی پیش از آن نوشته و منتشر کرده-نکرده تا امروز برایم مانده است و ادامه دارد.

بسیاری از مطالب ایماگوی من، که به‌تدریج آن‌ها را کامل خواهم کرد در اوایل دوران آشنایی‌ام با رسانه و روزنامه‌نگاری نوشته‌اند. موضوعشان سینما، ادبیات، فرهنگ و یا ترجمه است. کیفیت برخی از آنها مطلوب نیست، ادبیاتش دست‌وپا شکسته و احتمال زیاد پُر از غلط‌های ریزودرشت است.

ثبت آنها در اینجا صرفاً به معنای وجود داشتن آن‌هاست. بسیاری از این مطالب برای نشریات و روزنامه‌ها نوشته شده‌اند، حق التحریرش هم البته دریافت شده،  همه آنها اینجا با ذکر منبع و اگر لینکی وجود داشته باشد با ارجاع به وب‌سایت اصلی منتشر خواهند شد.

نسخه منتشر شده البته ممکن است کمی متفاوت باشد، دست‌کم ویرایشی بر آنها زده‌اند یا کوتاه شده‌اند. تلاش می‌کنم نسخه ایماگو روایت کامل‌تری باشد. راستی، اگر وب‌سایت‌ها و نشریات آرشیو خوب و مانایی داشتند شاید هیچ‌وقت ایماگو ایجاد نمی‌شد. اما بسیاری از رسانه‌ها یا دیگر وجود ندارند یا آرشیو آنها از دست رفته است.

به‌جز مطالبی که در این‌طرف و آن‌طرف  منتشر شده، تلاش می‌کنم مطالبی هم اختصاصی برای خود ایماگو بنویسیم. شاید بیشتر سینما و بازاریابی محتوا. جز این‌ها آرشیو دو نشریه تنیسور و ترجمان که سردبیرش بودم و کسی به مطالب آن دسترسی را ندارد را هم تلاش می‌کنم با ذکر نام نویسنده به‌طور کامل اینجا بارگذاری کنم تا دوباره جانی بگیرند و همچنان زنده بمانند.

ایماگو یک هدف دیگر هم دارد و آن‌هم تلاشی است بر نمایش بی‌اعتباری تولید محتوا در شبکه‌های اجاره‌ای و اجتماعی. شبکه‌هایی که در این سال‌های پس از فارغ‌التحصیلی پرسه در آن‌ها و تولید محتوای در آن حرفه اصلی‌ام بوده اما کاربردش هیچ‌گاه جای یک وب‌سایت حرفه‌ای را نگرفته است.

اصلاً تولید محتوا و نوشتن در شبکه‌های اجتماعی که قابلیت جست‌وجو گوگل را نداشته باشند، یادگاری نوشتن بر آب است.  در وب فارسی که ناجوانمردانه بلاگ ها را کنار گذاشته‌اند، فیس‌بوک را حصر کرده‌اند و در اینستاگرامِ میرا و تلگرام مجهول‌الهویه متن تولید می‌کنند. اگر هم اتفاقی می‌افتد برای فروش خنزر پنزرهای دو زاری است. ایماگو تلاشی است برای ماندن در محیطی که حداقل به بقایش امید بیشتری است.