21 مرداد 1401

یادداشتی بر کتاب «آخرین انار دنیا» نوشته بختیار علی

مطالب مرتبط

چند حاشیه و متن از حرامیان آخرین اثر ویلیام فاکنر

داستان حرامیان همان‌طور که خود فاکنر هم گفته یادآور داستان هاکلبری فین است، بون به شخصیت تام سایر شباهت‌های بسیاری دارد و ند همان سیاه پوستی است که تداعی کننده کاراکتر جیم است، سفرهای رفت و برگشتی به ممفیس تقریباً همان سفرهای هاکلبری به می‌سی‌سی‌پی است.

خاطرات یک پسر دست و پا چلفتی

دفتر خاطرات پسر لاغرو به سرعت در جهان دست...

نگاهی به وضعیت کنونی ادبیات روسی در گفتگو با دکتر آبتین گلکار

البته نمی­توان گفت که روسیه تا پیش از قرن نوزدهم هیچ سنت ادبی متعلق به خود نداشته است، ولی شاید این سنت­ها به اندازۀ فرانسه و انگلیس و آلمان ریشه­دار نبوده­اند. به هرحال ریشه­های همان رئالیسم روسی نیز برآمده از رئالیسم انگلیس و فرانسه است.

نگاهی به مجموعه داستان «پونز روی دم گربه» نوشته آیدا مرادی آهنی: قدرت سرد جنون

حضور جنون در هنر، به طورکلی، اراده‌ای است سخت اما هیجان انگیز، در این وادی هنرمند، نویسنده، شاعر، نقاش یا فیلمساز دست به هر کاری بزند و به هر اندازه از منطق و عقل فاصله بگیرد نه‌تنها مورد نکوهش قرار نخواهد گرفت بلکه تحسین هم خواهد شد.
spot_img
spot_img
spot_img
spot_img
spot_img

رنج نامه‌ای ستودنی از کُردهای عراق

 

نقد کتاب آخرین انار دنیا “آخرین انار دنیا” نوشته بختیار علی از مهم‌ترین و البته حرفه‌ای‌ترین رمان‌های ادبیات کُرد به شمار می‌رود. رمان جدا از آن چه خود ارائه می‌دهد، جذابیت‌های دیگری نیز برای خواننده دارد. روی جلد کتاب با عبارت “برگزیده فستیوال ادبی گلاویژ” روبرو می‌شویم، گلاویژ کجاست و جایگاهش چگونه است را کمتر کسی بداند، اما در پشت جلد نقل قولی از دیوید لینچ می‌خوانیم: “اگر بخواهم ده کتاب برتری را که خوانده‌ام نام ببرم، چهارتایش را بختیار علی نوشته است!” دیوید لینچ کتاب را پسندیده؛ اگر این فرض را بپذیریم کتاب جذابیت‌های فرامتنی شگفت انگیزی پیدا می‌کند.

حضور “ایران” به عنوان همسایه غربی کردستان عراق در کتاب برای خواننده ایرانی جذاب است، یکی به دلیل شناخت فرهنگ کشور همسایه، درست مثل بادبادک بازِ خالد حسینی، یکی هم حضور صرف نام ایران که احساس خوشایندی برایمان دارد شبیه احساسی که از حضور نکونام در اوساسونا داریم یا حضور همایون ارشادی جلوی دوربین آمنابار یا حتی اشارات جزئی به گربه و فرش ایرانی در کتابها و فیلمهای غربی.

بختیار علی نویسنده و متفکر کرد در سلیمانیه عراق به دنیا آمد و در پی دوران حکومت صدام حسین زندانی شد و در نهایت به آلمان رفت. در آنجا داستان‌ها و رمان‌هایی نوشت که برایش شهرتی جهانی به ارمغان آورد. به گفته آرش سنجابی -مترجم کتاب- منتقدان آخرین انار دنیا را بهترین و کامل‌ترین رمان در ادبیات کرد می‌دانند.


«میثاق ما در زیر درختی، در آن دورها چال شده. درختی که زیباترین یادگار زندگی ماست. درختی که به آن “آخرین انار دنیا” می‌گفتیم.»
از متن کتاب

راوی “آخرین انار دنیا” مظفر صبحگاهی است که 21 یک سال از بهترین سال‌های زندگی خود را در زندانی در قلب بیابان گذرانده، مظفر که از روی عرشه سرگردانی داستان زندگی خود را پس از آزادی برای ما تعریف می‌کند پیش از اسارت فرزندش “سریاس صبحگاهی” را به “یعقوب صنوبر” می‌سپارد. راوی به دنبال پسر خود داستان زندگی اطرافیان خود و پسرش را برای ما بازگو می‌کند. اما وی بعد از مدتی متوجه می‌شود تنها یک سریاس در دنیا وجود ندارد و او هرگز نخواهد توانست پسر واقعی خود را پیدا کند. نقطه اشتراک تمام این سریاس ها و در واقع تمام شخصیت‌های رمان، انارهایی شیشه‌ای است که راز سریاس ها را فاش خواهد کرد.

بختیار علی در کتاب خود رنج‌های قومی را بیان می‌کند که سال‌ها در زیر شکنجه‌های حکومت بعث در عراق درد کشیدند و حتی بارها نفرت خود از صدام و حکومتش را بی پرده ابراز می‌کند، هر سریاس داستان نماد رنجی است که بر این فوم تحمیل شده است، سریاس اول در فقر و نداری کشته شد، سریاس دوم برای تمام عمر در زندان است و سریاس آخر، جزغاله‌ای است که در بمباران شیمیایی به مرده‌ای متحرک شباهت پیدا کرده است. فضای داستان در شهر (کشوری) جنگ زده ترسیم می‌شود، چیزی شبیه فیلم‌های آخرالزمانی که دنیا در جنگ‌های داخلی می‌سوزد، جنگ‌هایی برای هیچ. این فضا سازی ها در صفحه صفحه کتاب به راحتی احساس می‌شود. نویسنده البته نمی‌خواهد مثل یک فیلم سینمایی مخاطب را غافل گیر کند بلکه او را با شخصیت‌ها همراه می‌کند، و به همین دلیل است که در همان ابتدا مرگ دو شخصیت اصلی داستانش را رو می‌کند و حتی نشانی قبر آنها را نیز می‌دهد.

 شخصیت پردازی در “آخرین انار دنیا” بسیار برجسته است و در کنار شخصیت اصلی چند کارکتر فرعی جذاب دارد؛ زیباترین آن‌ها “ممد دل شیشه‌ای” است پسر جوانی که دلش از شیشه است و وقتی در عشق خود ناکام می‌ماند دل می‌شکند و می‌میرد! خواهران سپید، دخترانی گوشه گیر و خوش صدا که عهد کردند هرگز با مردی ازدواج نکنند نیز به زیباتر شدن رمان کمک می‌کنند، البته شخصیت فرعی دیگری مثل “اکرام کوه نشین” بر عکس دیگران رها شده به نظر می‌رسد و جز معدود نقاط ضعف کتاب است. بختیار علی در کتابش کمی زیاده گویی می‌کند، داستان به سختی به جلو می‌رود و بیشتر عرض پیدا می‌کند و شاید خواننده پس ازخواندن صفحات فوق العاده شگفت انگیز ابتدایی احساس کند در حال تکرار شدن است.

“آخرین انار دنیا” تا حدودی به رئالیسم جادویی نزدیک می‌شود که بدون شک ما را به یاد صد سال تنهایی می‌اندازد اصلاً شباهت‌های زیادی هم بین دو کتاب وجود دارد. آخرین انار دنیا انگار در زمان‌های دور روایت می‌شود ولی ظهور فاکتورهای زندگی مدرن مثل دانشگاه و بیمارستان و حتی ماشین وتانک ما را به زمان حال باز می‌گرداند. بختیار علی با استفاده از این تکنیک در نظر داشته تصویر دقیق‌تری از کردستان عراق ارائه دهد که کاملاً هم موفق بوده است.

آرش سنجابی مترجم کتاب، از پس دشواری‌های متن برآمده و حداقل به نظر می‌رسد لحن کتاب حفظ شده؛ وقتی قرار باشد با نویسنده جدیدی روبرو شویم مترجم جایگاه مهم‌تری پیدا می‌کند. اما قطعاً مترجم در رجوع دوباره به همین متن، تغییرات چشمگیری را اعمال خواهد کرد. کتاب یک نقطه ضعف اساسی دارد، متن پر است از غلط‌های املایی و اشکالات نگارشی بی شمار که بر کیفیت کار مترجم تأثیر می‌گذارد، متاسفانه ویراستاری بی حوصله و عجولانه نشر افراز به این کتاب محدود نمی‌شود و شاهد مثال‌های دیگری نیز دارد.

“آخرین انار دنیا” سرشار از تکنیک‌های نویسندگی است و در محتوا نیز سندی است از رنج مردمانی زجر کشیده.


این مطلب در صفحه کتاب روزنامه تهران امروز منتشر شده است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

spot_img