21 مرداد 1401

گفتگو با پیتر دینکیج بازیگر نقش تایرون لنیستر: مبارزه همه چیز است

مطالب مرتبط

در اهمیت همکاری «آمازون» و فرهادی به‌عنوان پخش‌کننده آمریکایی «قهرمان»

پخش‌کننده قدرتمندی مثل آمازون مسیر به اسکار رسیدن فرهادی را هموار خواهد کرد، در گسترش توجه رسانه‌ها و دریافت نقدها تأثیر خواهد داشت و فروش گیشه را تضمین می‌کند.اما چطور؟ آیا نت فلیکس گزینه بهتری برای پخش قهرمان بود و اصلاً آمازونِ بیزوس چه جایگاهی در میان پخش‌کننده‌های بزرگ دنیا دارد؟

پول‌های کثیف در سینمای جهان: سینما آدم بدها را بیشتر دوست دارد

رابطه مهربانی سینما با پول‌های کثیف اما یک رابطه دوسویه است. فیلم‌ها و سریال‌ها می‌توانند فرایندهای پول‌شویی را با جذابیت به ما نمایش دهند، از طرف دیگر حجم بالای تبادلات مالی و پول‌های درشتِ این صنعت یک فرصت ایده آل برای تمیز کردن پول‌هایی است که نیاز دارند خود را به منبع معتبری وصل کنند.

کرونا چطور صنعت سینما را تغییر داد؛ دنیای قشنگ نو؟

صنعتِ سینما در دوره کرونا تلاش کرد خود را با شرایط وفق دهد و از همه مهم‌تر از نیاز عمیقِ مخاطب به سرگرم شدن در روزهای قرنطینه حداقل دستاوردی داشته باشد. اقدامات نجات‌بخش در ایران و جهان با کمی تفاوت فهرستی واحد است، در واقع هر دو چاره‌ای جز VODها یا نمایش‌های آنلاین نداشتند با این تفاوت که سینما یا به‌طور کلی رسانه در اینجا انحصاری حاکمیتی دارد اما در کشورهای صاحب سینما در سلطه استودیوهاست. این مطلب نگاهی است به همین اقدامات.

بی‌اف‌جی (The BFG) چطور ساخته شد: صعود به ارتفاعات جدید

اگر فکر می‌کنید اقتباس غول بزرگ مهربانِ رولد دال برای استیون اسپیلبرگ کار ساده‌ای بوده باید تجدیدنظر کنید. اسپیلبرگ غول بزرگ مهربان (بی‌اف‌جی) را «اولین قصه پریان واقعی» خود و بزرگ‌ترین چالش فنی از زمان فیلم پارک ژوراسیک می‌داند.

مکبث روی پرده: 7 اقتباس برتر مکبث به انتخاب ایندی‌وایر

کمتر اثر نمایشی و ادبی به اندازه مکبث به گونه‌های مختلف و به این تعداد مورد اقتباس قرار گرفته، البته تراژدی‌های شکسپیر، هملت و رومئو و ژولیت، تماماً متون خوش اقتباسی هستند. گاهی فیلم‌سازان به ادبیات و زبان شکسپیر وفادار می‌مانند و حتی سعی می‌کنند به مکبث و لیدی و دانکن لهجه اسکاتلندی بدهند گاهی هم آن‌ها را از سرزمینی اصلی خارج می‌کنند و به خاور دور می‌برند و لباس بومی خود را بر تن آن‌ها می‌کنند.
spot_img
spot_img
spot_img
spot_img
spot_img

پیتر دینکیج برجسته‌ترین بازیگر بازی تاج و تخت و نقشش، تایرون لنیستر یک تضاد کامل از قدرت بدن و توان ذهن است شخصی با قامتی کوتاه که قرار است هفت اقلیم را به دنیای بهتری تبدیل کند.

دینکیج در به تصویر کشیدن تایرون لنیستر به اندازه‌ای موفق بوده که تاکنون دو جایزه‌امی و یک جایزه گلدن گلوب و بسیاری جایزه دیگر را برای این نقش از آن خود کرده است.  دینکیج 46 ساله مبتلا به بیماری  آکندروپلازی است. بیماری ژنتیکی که از رشد قد و استخوان‌ها جلوگیری می‌کند و در نهایت بدون آسیب رساندن به هیچ یک از اعضای بدن، رشد آن را متوقف می‌کند.

آقای دینکیج اولین بار در فیلم «زندگی در فراموشی» (1995) و در نقش اصلی حضور پیدا کرد، فیلم داستان بازیگری است که به خاطر وضعیت بدنی‌اش در نقش‌های کلیشه‌ای گرفتار شده است. داستان این فیلم بعد از بیست سال همچنان داستان زندگی دینکیج است، بازیگری که تلاش می‌کند از نقش‌های کلیشه‌ای «کوتاه قدها» فاصله بگیرد.

 

آقای دینکیج آیا پیشرفت تلویزیون، نقش‌های اصلی که ما امروز می‌بینیم را تغییر داده است؟

بله، امروز تعریف متفاوتی از نقش اول مرد وجود دارد. خارق‌العاده است. شما به شخصیت‌های مرد اصلی در گذشته دوباره نگاه کنید، تفاوت‌های زیادی می‌بینید. هالیوود بالاخره درهایش را به پرتره‌های واقعی مردم بازتر کرده است و صرفاً به ستاره‌های زیبای هالیوود نگاه نمی‌کند. در گذشته مردم تصور محدودی از اصطلاح کاراکتر داشتند؛ برای من اندازه مشخص کننده نقشم بود.

پیتر دینکیج مصاحبه

قابل تصور است. اما حتی در اولین فیلم شما، «زندگی در فراموشیِ» استیو بوشمی شما نقش بازیگری را ایفا کردید که از بازی در یک رؤیای دنباله دار در عذاب بود و می‌گفت، «تا حالا شده رؤیایی ببینید که کوتوله‌ای در آن باشد؟»

اندازه من بیانگر من نیست و تنها بخشی از من است، پس چطور می‌تواند یک شخصیت را تعریف کند؟ نقش‌هایی که من قبول می‌کنم، بخشی از شخصیتی است که آن‌ها دارند اما بیانگر خود آن‌ها نیست. به خصوص امروز که یک بازیگر سیاه‌پوست نقش یک بازیگر سیاه‌پوست را بازی نمی‌کند. شخصیتی را بازی می‌کند که اتفاقاً سیاه‌پوست هم است. این شخصیت بیانگر شما نیست و تنها بخشی از شماست اما بد نوشته شده… (می‌خندد).

اما با این حال شما وقتی برای بازیگر شدن تلاش می‌کردید نقش‌های جن و پری را رد می‌کردید.

پیچیده است؛ اما مهم است که بگویم نه، به خصوص در ابتدای حرفه خود، به این خاطر که زندگی کوتاه است و  شما می‌خواهید به کارهایی انجام می‌دهید افتخار کنید نه آن که از آن‌ها خجالت بکشید. فکر می‌کردم قرار است بقیه عمر خودم را کنسرو سوپ بخورم و کارهای مختلفی برای تأمین مخارج خودم انجام می‌دادم، با این حال ترجیح می‌دادم این کارها به‌جز برخی نقش‌های خاص باشد. عاشق بازیگری بودم و نمی‌خواستم بازیگری را با تجربیات بد لکه دار کنم. شما فقط دوست دارید، اگر بتوانید،  در پایان هر روز از آنچه هستید احساس آرامش کنید. من همیشه مجذوب نوشته‌ها و داستان‌های خوب شدم و همین‌طور محدودیت‌هایی که برای افرادی با اندازه من وجود دارد.

کاراکتر شما در بازی تاج و تخت تصویر قدرت هر مرد را به قدرت فکرش تبدیل کرده، فکر می‌کنید یک مرد واقعی به چه جیزهایی نیاز دارد؟

به نظرم اعتماد به نفس مسئله بزرگی است، از هر ده مرتبه، نه مرتبه زنان از ما عمیق‌ترند و به چیزهایی توجه می‌کنند که صرفاً در سطح قرار ندارند، مثل حس شوخ طبعی. و خداروشکر تمایلات و تعریفان ها از جذابیت با تعریف ما تفاوت زیادی دارد.  زنان به اعتماد به نفس و شوخ طبعی توجه زیادی دارند و این مسئله همیشه نقشه من برای دفاع یا صحبت کردن است.

اعتماد به نفس زیادی دارید؟

نه. در واقع خیلی این‌طور نیستم و کمی خجالتی‌ام. اما در حرفه‌ای کار می‌کنم که حضور در آن به این شکل کمی مشکل است. شما خودتان را درون نقش‌هایی می‌اندازید که خجالتی نیستند، مثل شخصیت بازی تاج وتخت، به نحوی خودتان را درون این نقش‌ها می‌اندازید. اما با این حال شخصیت برون گرایی ندارم، عاشق حریم شخصی خودم، سکوت و آرامشم هستم.

آیا بین خجالتی بودن و حرفه برون‌گرایانه شما تناقضی وجود ندارد؟

چندان با هم کنار نمی‌آیند، به خصوص در زمانه‌ای که ما زندگی می‌کنیم با این همه دوربین و تلفن همراه.  دلم برای روزهایی که مردم “آرزوی دوربین را داشتند” تنگ شده است. همه چی در اینترنت وجود دارد. من در نیویورک زندگی می‌کنم، شهری که قبلاً به خاطر ویژگی گمنامی در آن، دوستش دارم اما امروز دیگر این‌گونه نیست. قد من یک متر و سی سانت است اما در گذشته کسی هیچ وقت دوباره به من نگاه نمی‌کرد، اما الآن دوباره نگاه می‌کنند چون در یک برنامه تلویزیونی بوده‌ام. دلم برای آن گمنامی تنگ شده، به هر حال این هم یکی از مشکلات شهرنشینی است چون معمولاً مردم از کار، نمایش یا فیلمی که شما را در آن دیده‌اند لذت می‌برند.

پیتر دینکیج گفتگو

شهرت شما مزایایی هم داشته، مثلاً در سال 2012 گلدن گلوب شما توجهات را معطوف بی عدالتی‌هایی کرد به مارتین هندرسون، یکی از افراد کوتاه قد، می‌شد. با اینکه سخنگوی مواردی مثل این باشید مشکلی ندارید؟

نه، و نمی‌خواهم که این اتفاق بیفتد. من تنها یک بازیگرم. افراد دیگری هستند که امکانات بهتری برای این کارها دارند مانند سیاستمداران و فعالان اجتماعی، من صرفاً در مورد آن شخص در مسیر مراسم گلدن گلوب چیزهایی شنیدم. در موردش کمی فکر کردم و سریع از ذهنم خارج شد. دنیای می‌تواند در مواقعی مکان به هم ریخته‌ای شود و  ما هم نباید آن را بپذیریم. هرچیزی که ممکن است منجر به آگاهی بهتر و  تبدیل دنیا به مکانی کمی بهتر شود من حتماً در آن حضور خواهم داشت. اما افرادی هستند که می‌توانند این کار را از من بهتر انجام دهند.

برخی از مردم معتقدند وضوح تصویری که از خشونت در سریال بازی و تاج وتخت وجود دارد برای جامعه مضر است…

اگر مردم به جای یک برنامه فانتزی تلویزیونی که در آن اژدها وجود دارد، نظرات خود را متمرکز دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم، بکنند، آن وقت من این مسئله را قبول می‌کنم. اما مردم با یک برنامه فانتزی مشکل دارند. در این سریال اژدها وجود دارد. وایت واکرز وجود دارد. در زندگی خشونت بیشتری هست. این تفکرات در مورد هنر که چیزهایی را برای جامعه مضر می‌دانند … واقعاً این‌طور نیست.

پیتر دینکیج

خب، بستگی به همان چیزها دارد.

همینطوره، اما نه وقتی داستان خوبی وجود داشته باشد و بازی تاج وتخت روایت خارق العاده ای دارد. به نظرم مردم به خاطر احساس نزدیکی به شخصیت‌ها چنین با شدت نسبت به این مسائل واکنش نشان می‌دهند.

آیا دوست دارید پس از پایان فیلمبرداری بازی تاج وتخت به دنیای واقعی باز گردید و در پروژه‌های دیگری کار کنید.

دوست دارم انتخاب‌های متفاوتی داشته باشم، به خصوص با فیلم‌های کوچک‌تر. خوش شانسم که در بازی تاج و تخت حضور دارم، پروژه فوق‌العاده‌ای و بزرگی است و این امکان را به من می‌دهد که روی فیلم‌های کوچک‌تر کار کنم.  فیلم‌هایی که با بودجه‌های کم ساخته می‌شوند فیلم‌های خیلی مهمی هستند چون آن‌ها را برای پول درآوردن نمی‌سا زنند، این فیلم‌ها برای دلایل دیگری ساخته می‌شوند. همیشه قدردان آنها بوده‌ام. این فیلم‌ها ارتباط من را با بخش‌های ابتدایی حرفه‌ام حفظ می‌کنند.

در گذشته وقتی احتمالاً در آپارتمانی پر از موش در نیویورک زندگی می‌کردید…

فکر نمی‌کنم “پر از موش”بوده باشد. آپارتمان سردی بود و یک شب موشی هم آمد اما از طرف دیگر خیلی هم رمانتیک بود. اما الآن به عنوان یک مرد 46 ساله نمی‌توانم در محیط‌هایی مثل آن زندگی کنم و بسیار خوشحالم که سطح رفاه زندگی‌ام بالاتر رفته اما آن‌ها بخشی جوانی بود. برای من بخشی از این تلاش بود، به نوعی غذای گرسنگی بود و شما را مجبور می‌کرد برای بهتر شدن مبارزه کنید. احساس می‌کردم این تلاش همه چیز است، این مبارزه همه چیز است. آرزو می‌کردم آن گرسنگی و مبارزه همچنان مثل گذشته در من وجود داشت. اما الان اولویت‌های دیگری دارم، برای دوره‌ای که شکست خوردن اشکالی نداشت دلم تنگ شده اما الان دیگر نمی‌شود شکست خورد.

چون خانواده‌ای دارید که باید آن‌ها را تأمین کنید؟

دقیقاً. اما با این شرایط هم مشکلی برای آنها ایجاد نمی‌شود، آن ها می‌توانند مراقب خودشان باشند. برعکس من. من بازیگرم. یک بچه بزرگ. همه کارهای شما را دیگران انجام می‌دهند، حتی مجبور نیستید صبح‌ها قهوه خودتان را خودتان درست کنید. خیلی مزخرف است. گرچه اجازه هم ندارم رییس پرافاده خانه هم باشم. همسر من فوق‌العاده است و به طور قطع هنرمند خانواده است.

و شما نیستید؟

من فقط یک بازیگر تلویزیونی‌ام که قبض‌ها را پرداخت می‌کند.

 

منبع: The Talks


این مطلب پیش‌تر در ماهنامه تجربه (در ماه 94) منتشر شده است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

spot_img