21 مرداد 1401

گفتگو با علیرضا آبیز حسنی؛ شاعر، پژوهشگر و مترجم

مطالب مرتبط

معرفی انیمیشن: راز کلز

در «راز کلز» نقش اول بر عهده موضوع است. داستان درباره پسر نوجوانی به نام براندان است که در دهکده کوچکی به نام کلز زندگی می‌کند. وایکینگ‌های وحشی به دنبال طلا قصد حمله به این دهکده را دارند، مردمان کلز برای مقابله با حمله آنان در حال ساخت دیواری بلند به دور دهکده هستند، براندان اما توجهی به این ساخت و سازها ندارد، زندگی براندان در کتابی خلاصه شده است.
spot_img
spot_img
spot_img
spot_img
spot_img

علیرضا آبیز حسنی در سال 1347 در  روستای آبیز از توابع بخش  زیرکوه به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در زادگاه اش و دبیرستان را در شهر قاین گذراند. مدرک کارشناسی  خود را از دانشگاه فردوسی و کارشناسی ارشد را از دانشگاه تهران در رشته ادبیات انگلیسی دریافت کرد و  هم اکنون در حال نگارش پایان نامه ی دکتری  خود در رشته ی ” نویسندگی خلاق ” در دانشگاه نیوکاسل انگلستان است. تا کنون دو مجموعه شعر از سروده های وی به نام های ” نگه دار باید پیاده شوم ” (نشر نارنج- 1377 ) و “اسپاگتی با سس مکزیکی ” (نشر ثالث- 1383) منتشر شده است. علاوه بر این 2 مجموعه شعر از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه کرده است به نام های “روایت عشق و مرگ سرجوخه کریستوف ریلکه” اثر راینر ماریا ریلکه و “کتاب هایکو ” اثر  جک کرواک. تر جمه ی او  از کتاب “هنر معاصر آفریقا ” (چاپ انتشارات فرهنگستان هنر- 1386) برنده ی جایزه ی کتاب فصل به عنوان بهترین اثر ترجمه در حوزه ی هنرهای تجسمی شد. همچنین 12 جلد کتاب ” طراحان گرافیک معاصر ایران ” با ترجمه ی آبیز حسنی به زبان انگلیسی منتشر شده است. آنچه می خوانید گفتگویی است با این شاعر- مترجم که قسمتی از آن در روزنامه خراسان جنوبی منتشر شد.

از آخرین مجموعه ای که منتشر کردید 6 سال می گذرد.

 من مجموعه شعر آماده ی چاپ دارم اما شرایط حاکم بر صنعت چاپ و نشر در ایران و به ویژه مقررات دست و پاگیر و سانسور شدید حاکم بر ادبیات میل مرا برای چاپ اشعارم از بین برده است. صادقانه بگویم حوصله ندارم برای چاپ شعرم بروم و با کسانی که هیچ درکی از ادبیات ندارند چانه بزنم. پس فعلا میلی به چاپ مجموعه شعر ندارم.

گفتگو با علیرضا آبیز حسنی؛ شاعر، پژوهشگر و مترجم

 چرا در حوزه ترجمه به سراغ ادبیات و به خصوص رمان نمی روید؟

در زمینه ی ترجمه ی رمان خوشبختانه مترجمان توانمند زیادی مشغول کار هستند و اگر چه تمایل به ترجمه ی رمان دارم ضرورت خاصی برای این که من هم به این گروه بپیوندم حس نمی کنم.  در مجموع من مترجم کم کاری هستم و حوزه ی علایق گسترده ی من تا کنون مانع شده که بر زمینه ی خاصی متمرکز شوم.

ترجمه انگلیسی به فارسی چه تفاوتی با ترجمه فارسی به انگلیسی دارد؟

ترجمه ی انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی ماهیتا با هم تفاوتی ندارند. عوامل موفقیت در هر دو تسلط بر هر دو زبان و دانش کافی از موضوع مورد ترجمه است به اضافه ی ذوق سلیم. اما از آنجایی که حاصل کار در زبان مقصد نمود می یابد تسلط بر زبان مقصد در ترجمه بروز بیشتری می یابد و در واقع زبان مقصد عرصه ی هنرنمایی مترجم است.  از این روی در عمل تفاوت هایی مشاهده می کنیم. اغلب مترجمان از زبان های بیگانه به زبان مادری خود ترجمه می کنند و این شیوه را من هم منطقی تر و نتیجه بخش تر می دانم. در مواردی مثل مورد زبان فارسی که مترجمان خارجی در حال حاضر خیلی به ترجمه از فارسی اقبال  ندارند ما ناچار می شویم آثار خود را به زبان های بیگانه ترجمه کنیم و نتیجه همیشه رضایت بخش نیست. من هم از زمره ی مترجمانی هستم که بیشتر از فارسی به انگلیسی ترجمه کرده ام و البته این کار را به ضرورت بر عهده گرفته ام.  نظر من این است که آنچه مترجمان ایرانی از فارسی به انگلیسی یا زبانهای دیگر بر می گردانند در صورتی موفق خواهد بود که یک ویراستار با تجربه و اهل قلم از زبان مقصد کارشان را ویرایش کند و گرنه شانس موفقیت اش –به جز استثناها- زیاد نخواهد بود.

زمینه های شعری خراسان جنوبی را در چه جایگاهی می بینید؟ در حال حاضر شاعران این خطه به شعر نو تمایل بیشتری دارند. علت چیست؟ شعر  و  شاعری در خراسان جنوبی پویایی دارد؟

 خراسان جنوبی به عنوان بخشی از خراسان بزرگ وارث بزرگ ترین میراث شعری زبان فارسی است. اگر چه  با تفکیک جغرافیایی در حوزه ی ادبیات چندان موافق نیستم چرا که خانه ی ادبیات زبان است و نه مرزهای جغرافیایی- در شعر خراسان جنوبی هم نوعی پویایی و سرزندگی می بینم و نوعی تلاش در جهت هویت یایی.  شاعرانی که می شناسم نظیر علی عبد اللهی – غلامحسین چهکندی نژاد – سپهرار سروی ( شاعران صاحب کتاب را فقط نام بردم – دیگران هم بسیارند که خوب شعر می نویسند اما به جهت رعایت اختصار به همین سه عزیز اکتفا می کنم)  شاعرانی مهم و تاثیر گذار در سطح کشور محسوب می شوند و در شعرشان و نیز در شعر من – فضاهای مشترک و واژگان مشترک و اقالیم فکری و تصویری مشترکی یافت می شود که نمود همین جغرافیای فرهنگی مشترک یعنی خراسان جنوبی است . این که شاعران این خطه به شعر نو بیشتر از شعر کلاسیک تمایل دارند رویکردی مثبت و پیشرو است و حرکت طبیعی شعر فارسی محسوب می شود . اگر جز این باشد این خطه نمی تواند به جریان اصلی شعر بپیوندد و همواره شعری محلی باقی می ماند. من بدون اینکه با شعر کلاسیک خصومتی داشته باشم معتقدم روزگار نو سخن به شیوه ی نو می طلبد. البته این بحث دیگر بسیار کهنه شده و از نیما تا امروز بسیاری در باره ی ضرورت ابداع شیوه های نوین شعر سخن گفته اند. چه خوش مان بیاید چه نیاید – جریان اصلی شعر امروز ایران – و حتی جهان – شعر نو یا در واقع شعر سپید است ( نو را معمولا معادل شعر نیمایی به کار می برند ) و شعر کلاسیک موزون و مقفی به حاشیه رانده شده است. علت در واقع ضرورت تاریخی ادبیات است. به نظر من شعر در خراسان جنوبی و در همه ی ایران به شدت زنده و پویا است  و از سوی کوشندگان جدی تلقی می شود. اما از یاد نبریم که شعر رسانه ی همگانی و عوام پسند نیست .

گفتگو با علیرضا آبیز حسنی؛ شاعر، پژوهشگر و مترجم

تحصیل در رشته هایی نظیر ادبیات و مترجمی چه تاثیری در شعر و ترجمه دارد؟

به گمان من تاثیری ندارد یا تاثیر زیادی ندارد. اما مطالعه و آشنایی با نظریات و مکاتب فکری و ادبی و خواندن آثار دیگران جزو بدیهیات و ضروریات حرفه ی شعر است. دوران شاعران بیسواد سالهاست سر آمده اگر چه در میان شاعران کلاسیک ما هم تعداد این  گونه افراد که صرفا با تکیه بر ذوق و استعداد خداداده شعر می سرودند اندک و تاثیرشان ناچیز بوده است. به قول معروف ” از کوزه همان برون تراود که در اوست”.  با نگاهی به بزرگان شعر معاصر جهان در می یابیم که نامداران این عرصه مانند اکتاویو پاز- شیموس هینی و یا درک والکوت- نه فقط در سرودن شعر بلکه در نقد ادبی و نظریه پردازی و زبان دانی هم سرآمدند و از اساتید برجسته ی دانشگاهی محسوب می شوند . بنا بر این می توان گفت قهر نخبگان ادبی با محیط های آکادمیک که در قرون هجده و نوزده و حتی تا اواخر قرن بیستم رایج بود الان تا حد زیادی به همکاری و بهره مندی متقابل تبدیل شده یا در حال تبدیل شدن است.

شما یک دارالترجمه بزرگ را در پایتخت اداره می کنید؛  نگاه اقتصادی به ترجمه چه تفاوتی با تگاه ادبی به ترجمه دارد؟

من البته به درستی چنین تفکیکی شک دارم. ترجمه در هر حال تا حد زیادی یک کار فنی است حتی ترجمه ی ادبی که در آن زبان آوری و هنرمندی زیادی هم به کار رفته باشد چرا که خلاقیت اصیل و اولیه از آن کسی دیگر بوده است. مترجم ادبی هم مثل هر مترجم دیگری از همان ابزار و با همان هدف استفاده می کند اما از آنجا که متن مبدا او متنی ادبی است   ناچار به بازآفرینی زبان ادبی مشابهی در زبان مقصد است و اگر به این کار توفیق نیابد باید او را در انجام وظیفه اش ناتوان شمرد و اگر توفیق قرین وی باشد وظیفه اش را انجام داده و نه بیشتر.  البته کسانی هم هستند که در ترجمه ی ادبی لذتی همسان آفرینش ادبی می یابند و چندان در پی صرفه ی اقتصادی پرداختن به این کار نیستند و از قضا در میان مترجمان ایران تعداد زیادی به این طرز فکر گرایش دارند. نگاه صرفا اقتصادی به ترجمه وجود ندارد چون در هر نوع ترجمه ای یک وجه علمی یا فنی و یا ذوقی وجود دارد و از سوی دیگر ترجمه بعضی از ویژگی های بنیادین عمل اقتصادی مثل تولید انبوه یا فروش انبوه را ندارد و می توان گفت فعالیتی بینابینی است.

 

در انتها آقای آبیز درباره رشته تحصیلی خود “نویسندگی خلاق” اینگونه توضیح می دهد.

رشته ی تحصیلی من یعنی نویسندگی خلاق از رشته های نسبتا جدید دانشگاهی در غرب محسوب می شود که ترکیبی از فعالیت خلاقانه و تحلیلی – انتقادی است. این رشته در زیر مجموعه ی ادبیات است و با رشته های هنری نظیر موسیقی و نمایش و هنرهای اجرایی خویشاوندی دارد. در همه ی این رشته ها دانشجو باید یک کار خلاقه – در رشته ی ما یک کتاب- و یک کار تحلیلی آکادمیک مثل هر تز دانشگاهی دیگری – ارایه دهد. اساتید این رشته ها معمولا از نامداران آن هنر خاص – نویسندگان و شاعران – هستند که در ضمن تحصیلات آکادمیک و درجه ی استادی هم دارند و هم به عنوان مشاور پروژه فعالیت می کنند و هم دانشجویان – هنرمندان را کمک می کنند تا وارد بازار حرفه ای شوند.  دوره های نویسندگی خلاق سالیان درازی است که رایج شده و نویسندگان نامداری هم از دل این دوره ها بیرون آمده اند اما تحصیلات در مقطع دکتری در این رشته خیلی عمر درازی ندارد.#


بخش‌هایی از این گفتگو پیش‌تر در روزنامه خراسان جنوبی منتشر شده است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

spot_img