13 اسفند 1402

به بهانه «سرآغاز»: کریستوفر نولان را من کشف کردم!

مطالب مرتبط

نگاهی به فیلم کپی برابر اصل ساخته عباس کیارستمی

«کپی برابر اصل است» یک فیلم دیالوگ تمام‌عیار است. گفت‌وگوهایی گاه ملال‌انگیز بین 2 علاقه‌مند به آثار هنری و بحث‌های بی‌هدف و بی‌پایان درباره کپی و اصل بودن عتیقه‌ها. همین بحث‌های به نظر بی‌جهت، بعد از حدود نیم ساعت به نقطه اتکایی فیلم تبدیل می‌شود.
spot_img
spot_img
spot_img
spot_img
spot_img

سال 2000 قبل از آن که نولان «بی خوابی» را بسازد، «یادگاری» را کارگردانی کرد. در آن زمان هنوز کریستوفر نولان اسم و شهرت چندانی نداشت یا حداقل بسیاری او را نمی‌شناختند. من تازه به سینما علاقه مند و مثل بیشتر نوجوانان و جوانان مجذوب بلاک باسترها و زرق و برق سینما شده بودم. همان دوران بود که «یادگاری» را دیدم که نه نام چندان مطرحی بود و نه هم رنگ دیگر فیلم‌های هالیوود. «یادگاری» با آن ساختار و تدوین منحصر به فردش به یکی از بهترین‌های سینما تبدیل شد. هر کجا که می‌رفتم دوستی، آشنایی و آدمی می‌دیدم «یادگاری» را برایش تعریف می‌کردم و این که این فیلم اثر بزرگی است. جالب این که کمتر در محافل کوچک و بزرگ سینمایی از «یادگاری» حرفی مطرح می‌شد و بدون آن که حتی نام کارگردانش را بدانم، فیلم را به عنوان یکی از کشفیات خود به ثبت رساندم. «یادگاری» به خاطر سبک روایت خود جذاب شده بود، داستان مردی که حافظه کوتاه مدت خود را از دست داده است و برای ثبت وقایع از هر چیزی عکس می‌گیرد و نکاتی را پشت آن می‌نویسد. زمان فیلم رو به جلو نیست و ما جریان اتفاقات را وارونه تماشا می‌کنیم، درست مثل شخصیت اصلی که تلاش می‌کرد حافظه خود را بازیابد. حالا این گونه روایت‌ها در سینما و ادبیات حسابی باب شده است، همیشه در بررسی آنان به یاد «یادگاری» می افتم و این که هیچ نوآوری بدون دلیل شدنی نیست.

چند سال بعد به صورت کاملاً اتفاقی و به خاطر علاقه‌ای که به آل پاچینو داشتم «بی خوابی» (2001) تبدیل به یکی از تجربه‌های لذت بخش سینمایی من شد. بعد از این فیلم بود که فهمیدم کشف من نه «یادگاری» و نه «بی خوابی» است، حالا کریستوفر نولان شمایل یک کارگردان اسطوره‌ای را پیدا کرده بود، کارگردانی که انگار از علایق شخصی من با خبر است و فقط برای من فیلم می‌سازد.

«بتمن» را در بین تمام قهرمانان کمیک بیشتر می‌پسندیدم و طبیعی بود که نولان فیلم آن را برایم بسازد!«بتمن می‌آغازد» (2005) ارمغان یک سینمای سرگرمی ساز و یک هنر ناب بود. حالا دیگر یا من بزرگ شده‌ام یا شهرت نولان همه گیر و با داغ شدن بتمن در بین اهالی سینما متوجه شدم در ارادت به کارگردانش اصلاً تنها نیستم.

به بهانه «سرآغاز»: کریستوفر نولان را من کشف کردم!

بسیاری از فیلم‌ها مستحق صفاتی چون خوب، زیباو فوق العاده است، صفاتی که نشان می‌دهد با یک اثر سینمایی مطلوب رو به رو هستیم. حیثیت (2006) را نمی‌شود به هیچ کدام از این قبیل صفات، موصوف کرد. فیلم بعدی آقای نولان به معنای واقعی کلمه شیک بود. بین خوب بودن و شیک بودن تفاوت وجود دارد، «حیثیت» گرچه با همه آن چه انتظار داشتم مطابقت نداشت ولی فیلمی است شیک که ارزش چند بار تماشا را داشت.

نولان، دوباره به پروژه بتمن بازگشت تا «شوالیه تاریکی را بسازد»، بعد از اکران، «شوالیه تاریکی» تبدیل به یک ارزش خبری شد و رکوردهای زیادی را در گیشه تغییر داد، امتیازهای زیادی را کسب کرد و به عنوان بهترین بتمن تاریخ سینما قد کشید و رشد کرد. همین هجمه تبلیغاتی باعث شد «شوالیه تاریکی» تا مدت‌ها روی طاقچه خاک بخورد، ترجیح می‌دادم از خیر بتمن و دنیایش بگذرم تا این که کریستوفر نولان را در ذهنم نابود کنم. مدتی که از تب و تاب فیلم کاسته شد، بتمن، آغازی توفانی پیدا کرد. فیلم نسبتاً طولانی «شوالیه تاریکی» را چندین بار از اول تا آخر، تا پایان تیتراژ دیدم و لذت بردم. «شوالیه تاریکی» از معدود فیلم‌های سینمای بلاک باستری و کمیک هالیوود است که می‌توان بدون هیچ خجالتی در محافل ادبی و سینمایی از آن تعریف کرد.

نولان، حالا در سال 2010 «سرآغاز» را ساخته است، فیلمی که شاید در آینده نه چندان دور جای «پدرخوانده» و «همشهری کین» را در صدر بهترین فیلم‌های تاریخ سینما از آن خود کند. «سرآغاز» بهترین فیلم محبوب‌ترین کارگردان هالیوود است، اثری ورای سینما که باید در کمال شگفتی و شیفتگی از آن سخن گفت.

تفاوت کریستوفر نولان با کارگردان بنامی چون آلفرد هیچکاک و اورسن ولز را باید در زمان جست و جو کرد. برای من و امثال من که نولان را بدون هیچ زور و نظری، پله پله دنبال کرده‌ایم، ارتباط برقرار کردن و لذت بردن با او آثارش راحت‌تر است تا این که فقط به خاطر عناوین به تماشای آثار بزرگان نشسته باشیم.


این مطلب در روزنامه خراسان جنوبی منتشر شده است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

spot_img