31 اردیبهشت 1401

نگاهی به فیلم «نیمه ماه مارس» ساخته جرج کلونی

مطالب مرتبط

نگاهی به جان‌ دار؛ فیلمی در نکوهش چندهمسری

کمتر فیلمی در سینمای ایران، چنین حاصلِ غم‌انگیزی برای چندهمسری مردان تصویر کرده است. هرچند فیلم‌سازها سخت تلاش می‌کنند از نمایش لخت‌وعور این مشکل دوری کنند و همین جان دار را با همه ضعف‌هایش از سینمای «ناله کن» چند سال اخیر متمایز می‌کند و آن را در مرتبه بالاتری قرار می‌دهد.

«پیام رسان را بکش» در حاشیه ایران–کنترا

«پیام رسان را بکش» ساخته مایکل کوئستا با بازی جرمی رنر در نقش گری وب تلاشی است در ثبت وقایعی که در راستای یکی از بزرگترین رسوایی‌هایی نظام جاسوسی ایالت متحده اتفاق افتاد و البته ناکام ماند.

درباره کوبو (Kubo)، شگفتی یک انیمیشن جاه‌طلبانه

«اگر باید پلک بزنید همین الان این را بکنید.» این کلمات آغازگر انیمیشن جدید استودیو لایکا، «کوبو و دو تار» (Kubo and the Two Strings) و مانند مقدمه‌ای است بر یک حقه استادانه. همین طور هم می‌شود، وقتی قهرمان 11 ساله داستان از تماشاگران می‌خواهد به دقت به داستان توجه کنند در واقع آن‌ها را برای یک جادوی تصویری 90 دقیقه‌ای آماده می‌کند.

نگاهی به فیلم شیطان وجود ندارد، ساخته محمد رسول‌اف

پیش از خواب و پایان روز (انتهای اپیزود) اما غول ماجرا کم‌کم از خواب بیدار می‌شود، درست وقتی قرار است شخصیت اصلی به خواب برود. مرد پیش از خواب قرصی احتمالاً آرام‌بخش می‌خورد، ساعت سه صبح ساعت بیدارش می‌کند. دوش می‌گیرد و از خانه خارج می‌شود. باران شب و خیابان‌های خلوت شهر، پیش از طلوع آفتاب دوباره او را به دیوارهای بلند محل کارش می‌رسانند. آنجا دیگر قرار نیست چیزی شبیه به همیشه‌ی ما در انتظار «کارمند» داستان باشد.

درباره سرخوشی تماشای «جهان با من برقص» ساخته سروش صحت

سینما، تئاتر، ادبیات و همه هنرهای هفت‌گانه، ماجرای زندگی را روایت می‌کنند. برخی کمی بیشتر اغراق می‌کنند و رویکرد سهل‌وممتنعی درباره این پدیده جذاب دارند و برخی عالمانه به واقعی‌ترین شکل ممکن، آن را روایت می‌کنند. «جهان با من برقص»، اولین فیلم سینمایی سروش صحت، جایی در میانه این دو مسیر است؛ هم با درشت‌نمایی با مهم‌ترین پازل‌های زندگی سروکله می‌زند، هم روایتش به‌شدت واقعی است.
spot_img
spot_img
spot_img
spot_img
spot_img
spot_img

شهریار!

 

«نیمه ماه مارس» از فیلم های خوب امسال بود، با دیدن این فیلم بسیار ظریف و زیبای مطمئن شدم جرج کلونی کارگردان از جرج کلونی بازیگر شخصیت برجسته تری است! فیلم‌هایی که کلونی خود روی صندلی کارگردانی نشسته (اعترافات یک ذهن خطرناک، شب به خیر و موفق باشید و کلاه چرمی‌ها) به طور ساده ای زیبایند، فیلم‌هایی که شاید موضوعی دستمالی شده و تکراری داشته باشند اما به شدت جذابند. همین «نیمه ماه مارس» به پشت پرده سیاست‌ها و رفتارهای انتخاباتی و همچنین رسوایی‌های اخلاقی سیاستمداران آمریکایی می‌پردازد، موضوعی که نمونه های فراوانی در هالیوود و سینمای جهان دارد، فیلم آخر کلونی همان موضوع را دنبال می‌کند ولی جهان شمول تر و نکته جذاب ماجرا این که «نیمه ماه مارس» بدون کمترین سکانس اکشن یا تعقیب و گریز نفس تماشاگر را می‌گیرد! نام فیلم استعاره ای هوشمندانه است، روز پانزدهم ماه مارس روز به خصوصی در تقویم رومی است روزی که ماه کامل می‌شود و جشن‌های خاصی را به دنبال داشته، اما مهم‌تر از این، در 15 ماه مارس سال 44 پیش از میلاد ژولیوس سزار با ضربه های متعدد چاقو به قتل می‌رسد، شکسپیر در نمایشنامه ژولیوس سزار به این حادثه اشاره می‌کند: پیشگویی در روم سزار را از این روز با خبر می‌کند و به او هشدار می دهد: از «نیمه ماه مارس» بر حذر باش. در فیلم این تاریخ، زمان برگزاری انتخاباتی درون حزبی دموکرات‌ها در ایالت اوهایوی آمریکا است. روایت کلونی کمترین ایرادی ندارد و از همه مهم‌تر بازی بازیگران از نفر اول یعنی گاسلینگ تا خرده بازیگرانِ چند دقیقه ای آن فوق‌العاده است. همه بازیگران در شرایط ایده آل نام خود و حتی از آن بهترند.

استفان مایرز (رایان گاسلینگ) مشاور و معاون پل زارا (فیلیپ سیمور هافمن) نفر اول تیم رسانه ای سناتور مایک موریس (کلونی) نامزد حزب دموکرات است. استفان جوان از بهترین‌های گروه است و حتی از زارا نیز تأثیرگذاری بیشتری دارد، هوش و ذکاوت این مشاور رسانه ای گویا نتیجه انتخابات را مشخص خواهد کرد. تام دافی (پل جیاماتی) مشاور ارشد نامزد رقیب به استفان پیشنهاد می‌دهد وارد گروه آنان شود چرا که با جلب نظر یک سناتور قدرتمند نتیجه به نفع آنان خواه بود. استفان به وعده های جیاماتی اعتنا نمی‌کند و سعی می‌کند نظر آن سناتور را به نفع موریس تغییر دهد. این سناتور برای حمایت از هر یک از این کاندیداها مقام مهمی چون وزارت امورات خارجه را در دولت احتمالی آینده طلب کرده است. موریس زیر بار نمی‌رود و در این شرایط اوضاع اصلاً خوب نیست و امکان پیروزی به شدت کاهش یافته است. از طرفی استفان به راز خطرناکی پی می‌برد، سناتور موریس در تیم رسانه ای خود مشکل اخلاقی شدیدی دارد! استفان به خاطر مذاکره با دافی و عدم وفاداری از گروه اخراج می‌شود، اولین اقدام قبول پیشنهاد دافی است، استفان به نیت حضور در تیم رقیب و افشای تمام استراتژی‌های موریس نزد دافی می‌رود اما متوجه می‌شود رو دست خرده است، در واقع دافی او را به عنوان نیروی توانمند از دور خارج کرده، یعنی هدف از مطرح کردن این پیشنهاد تنها لو رفتن آن و اخراج استفان بوده و نه جذب او. در سکانس نفس گیر مکالمه این دو نفر دافی نسخه استفان را می‌پیچد : «تو آدمِ باهوشی هستی اما شاید، سیاست مناسبِ تو نباشه ولی… می‌دونی؟ یه لطفی به خودت بکن …همین الآن! از سیاست فاصله بگیر، برو توی کارهای سرگرمی و اقتصادی! برو اصلاً یه رستورانِ کوفتی توی کاستاریکا باز کن! »

استفان با همه استعدادش از هر دو طرف رانده شده و آینده بقای سیاسی خود را خیلی زود نابود شده می بیند اما افتضاح اخلاقی موریس دستمایه حق سکوتی است که او دوباره به گروه بازگردد و این بار به عنوان نفر اول تیم رسانه ای! این خلاصه داستان طولانی نشان می‌دهد که در این رقابت انتخاباتی همه به دنبال پیروزی به هر قیمتی هستند، از درخواست حق سکوت، رشوه، فساد اخلاقی تا نابودی زندگی افراد و حتی کشتن آن‌ها. چند بی اخلاقی‌ دیگر را هم می‌توان در فیلم دید، مثل حضور خبرنگاری کنجکاو که برای تهیه خوراک رسانه ای خود دست به هر کاری می‌زند!

ناگفته نماند فیلم بر اساس نمایشنامه ای ساخته شده که خود تا حد زیادی روایت کننده جریان‌های انتخاباتی حزب دموکرات و کمپین انتخاباتی هاوارد دین است.

در جای جای «نیمه ماه مارس» این نکته به بیننده القا می‌شود که برای این سیاستمداران و اطرافیانشان هدف وسیله را توجیه می‌کند. این نقطه نظر درست همان اندیشه‌هایی است که اکنون به ماکیاولیسم شهرت پیدا کرده است، رساله مشهور ماکیاول با نام شهریار در 1513 به منظور راهنمای حکمرانی در ایتالیا منتشر شد؛ ماکیاول به پشتوانه تجربه خودش در امر سیاست، در «شهریار» نشان می‌دهد که محدوده سیاست با فضیلت‌های اخلاقی فاصله دارد. «در کتاب شهریار به شدت سیاست مبتنی بر زور، رد اصول اخلاقی و دینی در سیاست و بهره گیری از هر وسیله (فریب، بدقولی، کشتار، بی رحمی) برای کسب یا حفظ قدرت تاکید می‌نماید به نظر او دولت مصلحت و منفعتی از آن خویش و جدا از هر مصلحت دیگر دارد و هر حاکم برای حفظ مصلحت دولت خود ویژگی‌های شیر صفتی و روبه صفتی یعنی سرکوبگری و فریبکاری را در خود در می‌آمیزد و بی وقفه در مقابل بخت نامساعد می‌ستیزد.» البته شهریار با فیلم «نیمه ماه مارس» تفاوتی‌هایی دارد، شهریار برای حکمران نوشته شده که بتوانند با استفاده از ان از حکومت خود دفاع کنند و به آن بقا دهند. اما رفتارهای شخصیت‌های «نیمه ماه مارس» جدا از ماکیاولیسم نیست.

فیلم با چهره استفان و سخنان انتخاباتی که او برای موریس نوشته آغاز می‌شود، پایان فیلم باز هم کلوزآپ چهره استفان را می‌بینیم، او در مصاحبه ای مطبوعاتی شرکت کرده و ما منتظریم پاسخ او به سؤال را بشنویم: «استفان، میشه برامون توضیح بدی همه این اتفاقات چطور افتاد؟» تیتراژ پایانی ادامه «نیمه ماه مارس» است.#


این مطلب پیش‌تر در روزنامه خراسان منتشر شده است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

spot_img