عماد پورشهریاری۴ آبان ۱۳۹۹

نگاهی به فیلم «درخت زندگی» ساخته ترنس مالیک

شاخ و برگ‌‌های فلسفی درخت زندگی، سینما است؟!

 

ترنس مالیک شاعر سینمایی دنیای هنر و فلسفه بعد از چندین سال دوری از سالن‌‌های سینما امسال با فیلم «درخت زندگی» به دنیای پرده نقره‌ای بازگشته، «درخت زندگی» اولین بار در جشنواره فیلم کن حاضر شد و بهترین جایزه یعنی نخل طلا را برای مالیک به همراه داشت. «درخت زندگی» مانند فیلمسازش عجیب و پیچیده است، برای نماد شناسان و علاقه مندان فلسفه و شعر و گاهی هم مدعیان روشنفکری فیلم اثری جاودانه است که می‌توان بار‌‌‌ها و بار‌‌‌ها آن را تماشا کرد و هر بار از هر پلان مفهوم جدیدی کشف کرد از طرف دیگر برای طرفداران سینما برای سینما و آن‌‌‌هایی که معتقدند حتی بلاک باستر‌‌‌هایی مانند بت من می‌توانند فیلمی‌ زیبا و هنری باشد «درخت زندگی» ۱۴۰دقیقه نمایش کسل کننده و بی‌ربط است. کلیت فیلم تا حد زیادی همان اودیسه ۲۰۰۱ فضایی استنلی کوبریک است و از این بابت حرف جدیدی ندارد اما در فرم و نحوه اجرا حداقل در سینما نمونه‌‌های مشابه کمتری را می‌توان پیدا کرد. اما ترنس مالیک شاعر فیلسوف مآب سینما کیست؟

ترنس مالیک در سال ۱۹۴۳ در آمریکا متولد شد و در خانواده ای مذهبی رشد کرد، مالیک در دانشگاه‌‌های معتبری مانند ‌‌هاروارد و آکسفورد به دنبال فلسفه می‌رود و رساله نیمه تمامی ‌هم درباره‌‌ هایدگر دارد. مالیک در دهه ۳۰ زندگی خود «برهوت» را ساخت و پس از ۵ سال «روز‌‌‌های بهشت» را کارگردانی کرد، روز‌‌‌های بهشت علی رغم تدوین نامتعارف مورد اقبال قرار گرفت و حتی آکادمی اسکار و جشنواره کن را تحت تاثیر قرار داد. «خط قرمز باریک» پس از ۲۰ سال فیلم چهارم مالیک شد و در سال‌‌های ۱۹۹۸ و ۹۹ جوایز مختلفی را در جشنواره‌‌های متعددی جهانی از آن خود کرد، «دنیای نو» (۲۰۰۵) پیش از «درخت زندگی»  آخرین فیلمی‌است که از مالیک اکران شده و از دید منتقدان ضعیف ترین اثر کارگردانش نیز هست! ترنس مالیک از لنز دوربین عکاسان و فیلمبرداران فراری است و حتی حاضر نشده برای دریافت جایزه اش در مراسم کن حصور پیدا کند، او سال‌‌ها در پاریس مشغول تدریس فلسفه بوده و سعی کرده از اجتماع زرق و برق سینما فاصله بگیرد.

این توضیح درباره کارگردان «درخت زندگی» را از این بابت ضروری دانستم که به این نکته برسم: «درخت زندگی» شخصی‌ترین فیلم ترنس مالیک است که از آغاز ورود به دنیای فیلمسازی قصد ساختن آن را داشت. بازگردیم به خود فیلم و اما قبل از خلاصه داستان و بازیگران و اینگونه موارد کمی‌اطلاعات درباره عنوان فیلم هم خالی از لطف نخواهد بود. مفهموم «درخت زندگی» به این معنا است که زندگی بر روی و زیر زمین در تمام جوانب خود به یکدیگر مرتبط و وابسته است، این جوانب را می‌توان علم، مذهب، فلسفه، اسطوره و امثال آن فرض کرد. این مفهوم از تعابیر مورد علاقه هنرمندان در تمام دوران‌‌ها بوده، نشانه‌‌های این علاقه مندی در نقاشی‌‌ها، اشعار، فیلم‌‌ها و مکتوبات این عده به راحتی قابل مشاهده است. گستره «درخت زندگی» بیش و در ابتدای همه این‌‌ها، منبع‌‌های دینی آن است، در تورات آمده، «درخت زندگی» توسط خدا در بهشت کاشته شده و میوه‌‌های آن زندگی جاودانه می‌بخشند و درخت دیگری نیز با عنوان درخت دانش کاشته شده که همان دربردارنده تعابیر خیر و شر است، درخت دانش همان درختی که در کتاب مقدس خداوند آدم و حوا را از خوردن آن منع می‌کند. این را بسیاری یک درخت می‌دانند و عده ای هم همانطور که مکتوب شده جدا از هم می‌دانند. «درخت زندگی» در ادیان ابراهیمی ‌و غیر از آن حضور پر رنگی دارد و در هر کدام در جزئیات متفاوت است اما نکته مشترک همان ارتباط دهی بین زندگی از گذشته تا آینده است. خود این درخت جذاب چنان در ادب و هنر و فلسفه جهان تاثیر داشته که خود محل نگارش چندین کتاب است. برنده نخل طلای کن امسال دقیقا ما به ازای تصویری همین مفاهیم است.

برد پیت و شون پن دو بازیگر صاحب نام در فیلم حضور دارند، برد پیت علاوه بر بازی خوب و تاثیرگذار نقشی هم در تهیه کنندگی دارد اما حضور شون پن به چند سکانس محدود می‌شود که دیالوگ خاصی هم ندارد. پیت نقش (آقای اوبراین) پدری سخت گیر و عصبی را در دهه ۵۰ آمریکا بازی می‌کند که در تربیت پسرانش کاملا جدی است، در ده دقیقه آغازین با دوربین عصیانگر مالیک روبرو می‌شویم و پی می‌بریم که پسری از خانواده اوبراین به هر نحوی کشته شده و خانواده داغدار اوست. شون پن نقش جک یکی از پسر‌‌‌های خانواده را در آینده (اکنون) بازی می‌کند، تصویری که در دهه ۵۰ از جک می‌بینیم او را پسری یاغی نشان می‌دهد که ارتباط خوبی هم با پدر ندارد. در این بین قطعا مادر(جسیکا چستین) باید نقش خیر را بازی کند و در برابر بدخلقی‌‌های پدر از پسران دفاع کند. البته در چند سکانس محدود مثل دیالوگ‌‌های پدر و پسری که می‌بینیم و سکانس‌‌های عزاداری ابتدایی متوجه می‌شویم آقای اوبراین این سخت گیری‌‌ها را به سود بچه‌‌ها و الزامی ‌می‌داند و شر مطلق نیست. این البته همه فیلم نیست، کمی ‌بعد از صحنه‌‌های ناراحت کننده مرگ پسر، با یک سری تصاویر فوق العاده زیبا و چشم نواز روبرو می‌شویم که از خود لحظه بیگ بنگ آغاز می‌شود، سیری در پیدایش منظومه شمسی و کره زمین دارد، پس از آن از اولین نشانه‌‌های حیات نکاتی را گوشزد می‌کند تا به دوره دایناسور‌‌‌ها برسد و برخورد شهاب سنگی به زمین و نابودی آن‌‌ها و این روند ادامه دارد تا به آشنایی خانم و آقای اوبراین ختم ‌شود و در نهایت نمایی زیبا از یک کودک. این ۲۰ دقیقه در ن‌هایت زیبایی خلق شده اند و گویا بهترین طراحان  جلوه‌‌های ویژه و تدوین زمان زیادی را صرف آن کرده اند. نگاه اودیسه وار مالیک به هستی با موسیقی خارق العاده الکساندر دپلا خیره کننده است، شخصا این قسمت از فیلم را جدا کردم و هر از چند گاهی با صدای بلند آن را نگاه می‌کنم.

اما این تصاویر متخیر کننده چه ارتباطی به سینما دارند؟ فیلم مانند خود مالیک پر است از فلسفه، حتی حرکات دوربین شاعرانه است اما این همه سینما است؟ فیلم یک تجربه شخصی ۱۴۰ دقیقه‌ای است که اگر با تجربه‌‌های شخصی تماشاگر هم پوشانی داشته باشد می‌تواند او را در تماشای فیلم ترغیب کند در غیر این صورت همان مجموع تصویر فوق العاده و هیجان انگیز نهایت «درخت زندگی» است# 


این مطلب پیش‌تر در روزنامه خراسان منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *