21 مرداد 1401

نهمین جشنواره فیلم فجر مشهد در دو پرده

مطالب مرتبط

spot_img
spot_img
spot_img
spot_img
spot_img

برگزاری جشن سینما یا سهیم شدن در شادی پایتخت

 

اول: نهمین جشنواره فیلم فجر مشهد هم به پایان رسید و همان نکات منفی دوره های قبل تکرار شد، اشکالاتی که البته نمی‌توان همه آن‌ها را به مسئولین برگزاری جشنواره در مشهد نسبت داد و بیشتر آن‌ها از کم لطفی برگزار کنندگان از تهران ناشی می‌شد. جشنواره بیست و نهم در 22 بهمن به طور رسمی به نمایش فیلم‌ها خاتمه داد ولی مراسم پایانی در 26 بهمن ماه برگزار شد. این 3 روز وقفه چندان قابل قبول نیست. سه روزی که می‌توانست فیلم‌های بیشتری را برای مشهدی‌ها نمایش دهد، فیلم‌های جشنواره امسال در مشهد مثل سال‌های قبل نکات منفی و مثبتی داشت، برخی از فیلم‌های اصلی و صاحب نام در بین 21 فیلم اکران شده حضور داشتند نارنجی پوش مهرجویی، خوابم میاد، ضد گلوله و به خصوص پرحاشیه ترین فیلم جشنواره قلاده های طلا، که گرچه با تأخیر 30 دقیقه ای اما بالاخره در مشهد هم رنگ پرده را دید!

 بسیاری از فیلم‌های مطرح هم که قبل از آغاز جشنواره بیشترین حاشیه را داشتند فرصت حضور در خراسان رضوی را از دست دادند، بی خود و بی جهت، برف روی کاج‌ها و پل چوبی از دست فیلم‌ها بودند، از این بین دریغ بزرگ فیلم دوستان مشهدی عدم نمایش برنده سیمرغ بهترین فیلم جشنواره سی‌ام از نگاه تماشاگران، برف روی کاج‌های پیمان معادی است. از زاویه دیگر همین نمایش 21 فیلم در ترتیب خاصی قرار نگرفته بود و به هم نشینی ان‌ها در یک روز توجه خاصی نشده بود برای مثال هر سه فیلم روز اول با اقبال سردی روبرو شد و روز آخر چند فیلم خوب در کنار هم نمایش داده شدند. جلسات نقد و بررسی هم امسال رونق چندانی نداشت و سایر بخش‌های جشنواره مثل بین‌الملل و مستند مثل سال‌های پیشین جایی در جشنواره نداشتند. این بی تدبیری‌ها البته عدم توجه مرکزنشینان به شهرستان‌هاست، نکته برجسته امسال که بسیار در رسانه‌ها به آن پرداخته شد نظم جشنواره بود که گویا تهرانی‌ها از ان بسیار لذت برده‌اند. اما اینجا در مشهد نمایش فیلم‌ها اعلام کلی و قبلی نداشت، چندین فیلمی به جشنواره نرسید یا جابه‌جا شد و در کل نظم خاصی دیده نشد.

مسئله اساسی امسال محل نمایش فیلم‌ها در سینما شهید اصغرزاده بود؛ سینماهای سیمرغ و آفریقا از اول تکلیفشان مشخص بود و عموم مردم می‌توانستند با تهیه بلیت به تماشای فیلم دلخواه بنشینند. طبق اعلام برگزارکنندگان و حتی تاکید آن‌ها سینما شهید اصغرزاده به اصحاب رسانه و هنرمندان تعلق داشت، اما در واقع در اختیار اصحاب رسانه، هنرمندان، دوستان و آشنایان قرار گرفته بود. حضور کودکان زیر 12 سال و بلکه نوزادان در این سالن حتی در زمان نمایش فیلم‌هایی خاص جلب توجه می‌کرد. حضور یک هنرمند و دوستان پر تعدادش (6 صندلی در سمت چپ و 6 صندلی در سمت راست) هم خودنمایی خاصی داشت، از این الطاف گسترده و همه گیر که بگذریم سیستم بلیت فروشی و توزیع بلیت در سینمای رسانه جشنواره فیلم فجر مشهد از اقدامات منفی مراسم امسال بود. برای نمونه تماشاگرانی که پس تماشای قلاده های طلا بلافاصله خود را برای نمایش فیلم خوابم میاد به کارگردانی رضا عطاران به جلوی درب اصلی رساندند متوجه شدند سالن (شامل صندلی‌ها، پله‌ها و هر نقطه قابل ایستادن) تکمیل است! یعنی چیزی حدود دو تا سه برابر ظرفیت سالن در داخل و بیرون سینما بلیت به دست حضور داشتند. متأسفانه بلیت‌های توزیع شده، فروخته شده و اهدا شده بدون توجه به تاریخ درج شده روی ان‌ها پذیرش می‌شدند، به این عده اضافه کنید خبرنگاران و اهالی سینما که با کارت می‌توانستند وارد سالن بشوند. همین ازدحام نارضایتی مخاطبان بیرون مانده را باعث شد و واکنش‌هایی چون شکستن شیشه‌ها و ایجاد مزاحمت برای افراد داخل سالن که با حضور نیروی انتظامی به پایان رسید!

 مسئله مهم‌تری نیز اینجا مطرح می‌شود؛ اگر خطری احتمالی حاضران چند برابر ظرفیت داخل سالن را تهدید می‌کرد، آیا راهی برای خروج سریع و اضطراری همه حضار وجود داشت؟ این در شرایطی است که به بسیاری از مخاطبان در انتهای فیلم کمبود اکسیژن در سالن تلقین شده بود! این حاشیه‌ها تلاش‌های برگزار کنندگان را به شدت تحت شعاع قرارداد.

دوم: به نظر باید هدف از تشکیل جشنواره های فیلم فجر استانی را بار دیگر مورد بررسی قرار داد، اصلاً چه نیازی به برگزاری چنین مراسمی است، در همین جشنواره مشهد فقط نمایش فیلم شور شیرین به کارگردانی جواد اردکانی که به زندگی شهید کاوه می‌پرداخت قابل توجیه است، در غیر این صورت نمایش سایر فیلم‌ها چه ضرورتی در شهرستان‌ها دارد. باید تعریف خود را از جشنواره به روشنی مطرح کنیم، آیا این جشنی است برای سینما که همه حضور داشته باشند و از حضور هم لذت ببرند یا جشنواره ای است رقابتی که فیلم سازان سعی می‌کنند بهترین‌های خود را ارائه دهند. وقتی رسانه های سینمایی اغلب و تقریباً به طور مطلق در تهران حضور دارند چه ضرورتی به اکران فیلم‌ها برای اهالی رسانه در شهرستان‌ها وجود دارد؟ آن هم در حالی که بزرگان رسانه های سینمای همین شهرستان‌ها به دلیل ازدحام نمی‌توانند فیلم‌ها را به راحتی تماشا کنند.

وقتی صنعت و سیستم سینمایی کشور در پایتخت فعال است هنرمندی در شهرستان‌ها باقی نمانده که از فیلم‌ها استقبال کنند، عده معدود باقی مانده هم خود را به تهران می‌رسانند یا در نمایش‌های خصوصی فیلم‌ها را تماشا می‌کنند. وقتی فیلم‌سازان و عوامل فیلم حاضر نیستند در جلسات نقد و بررسی در شهرستان‌ها حضور پیدا کنند و از حضور در مراسم پایانی حتی به خاطر دریافت لوح و جایزه اکراه دارند اکران فیلم‌ها در این شهرها بیشتر شبیه یک حرکت تبلیغی است. از طرفی وقتی فیلم‌های نمایش داده شده در جشنواره پروانه نمایش می‌گیرند چه نیازی به اکران محدود؟ این توهم که شاید فیلمی نتواند بعد از جشنواره راهی به اکران عمومی پیدا کند هم گرچه قبل‌تر رنگ واقعیت پیدا می‌کرد اما با دریافت پروانه نمایش عمومی در این دوره دیگر منتفی است، فیلم‌هایی هم که پروانه نمایش موقت گرفته‌اند راهی به پرده نقره ای شهرستان‌ها ندارند. فروش زمان اکران بسیاری از فیلم‌ها در شهرستان‌ها تنها درصد ناچیزی از فروش کل را شامل می‌شود و فروش تهران قابل مقایسه با فروش تمام کشور نیست. در جشنواره نهم فیلم فجر مشهد نزدیک به 30 هزار نفر از فیلم‌ها بازدید کردند. فکر می‌کنید علاقه‌مندان به سینما در مشهد چقدر در اکران کلی فیلم‌ها نقش دارند؟ اگر اجازه بدهیم پتانسیل مخاطب در طول سال و با اکران درست و دقیق تمام فیلم‌ها به تدریج آزاد شود بهتر نیست؟

 گسترش سینما در شهرستان‌ها باید از حضور فیلم‌سازان در این شهرها و رشد تولید فیلم‌ها آغاز شود، این فرایند به تدریج نیروی هنرمند بیشتری را جذب بدنه سینما می‌کند که با فراهم بودن شرایط، حاضر به ترک شهرش و مهاجرت به مرکز نخواهد بود، همین طور رسانه های سینمایی پدید خواهند آمد و سایر ملزومات و حواشی. همه این‌ها حتی اگر امروز آغاز شوند و تمام شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی محیا باشد در آینده نزدیک رخ نخواهد داد، اما تنها در این زمان است که می‌توان گسترش جشنواره بزرگ فیلم فجر در سراسر کشور را توجیه شده قلمداد کرد. #

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

spot_img