عماد پورشهریاری۴ بهمن ۱۳۹۹

تک تیرانداز آمریکایی: فیلمسازی به سبک جمهوری خواهان

فیلمسازی به سبک جمهوری خواهان

 

«تک تیرانداز آمریکایی» آخرین فیلم ایستوود ۸۴ساله است؛ ایستوودی که در بین تمام کارگردان ها و اهالی هالیوود یکی از جمهوری خواه ترین افراد است. تمام فعالیت های سیاسی ایستوود بعد از رفت وآمدهای توئیتری و چندیادداشت تندوتیز سینمایی بیش از هرزمانی مورد توجه رسانه ها قرار گرفته است.

«تک تیرانداز آمریکایی»، بدون شک یکی از مهم ترین فیلم های سال است؛ فیلمی که در شش بخش مختلف از جمله بهترین فیلم، نامزد اسکار شده و احتمال اینکه این مجسمه طلایی را از نیز ازآن خود کند، کم نیست. اما در این صورت نیز «تک تیرانداز آمریکایی» در تاریخ سینمای هالیوود نه به عنوان یک فیلم اسکاری و پرفروش، بلکه به عنوان یکی از سیاسی ترین فیلم های تاریخ سینمای آمریکا ماندگار خواهد شد.

فیلم داستان زندگی کریس کایل (با بازی بردلی کوپر) قهرمان جنگی ارتش آمریکاست؛ تک تیراندازی که به گواه خودش در طول زندگی نه چندان بلندش، مامور مرگ ۲۵۵نفر (به طور رسمی ۱۶۰نفر) از نظامیان و شبه نظامیان عراقی، در طول جنگ عراق بوده و زندگی و خانواده اش را آنطور که در روایت ایستوود آمده، فدای کشورش می کند. در طول فیلم کریس کایلی را می بینیم در قامت یک ناسیونالیست دوآتشه، یک کابوی سمبلیک، که به ارتش آمریکا می پیوندد و بعد از رویارویی با حادثه ۱۱سپتامبر در قامت یک تک تیرانداز کارکشته وارد عراق می شود. همان طور که انتظار می رفت، فیلم یک اثر وطن پرستانه حرفه ای است و بازهم مطابق انتظار، فیلم فروش بسیار بالایی داشت و توانست چندرکورد فروش را نیز بشکند.

اما داستان حاشیه های فیلم نه در فروش بالای آن شکل گرفت، نه در تعداد اسکارهایی که برایش نامزد شده، نه حتی در بازی خوب بردلی کوپر در نقش یک سرباز فدای وطن، فیلم در تحسین یک اسنایپر پارانوئید مورد نقد گرفته است.

فیلمسازی به سبک جمهوری خواهان تک تیرانداز آمریکایی

داستان از جایی شروع شد که مایکل مور در توئیتی اسنایپرها را «بزدل» خواند و نوشت «عمویش در جنگ جهانی دوم با شلیک یک تک تیرانداز ژاپنی کشته شده»، سث روگان هم در توئیتری با همین مضمون با اشاره به صحنه ای از فیلم «لعنتی های بی آبرو» تارانتینو، تلویحا «تک تیرانداز آمریکایی» را یک پروپاگاندای سیاسی خواند. منظور روگان صحنه ای در فیلم تارانتینو است که نمایی از یک تک تیرانداز نازی را در قالب یک فیلم تبلیغاتی هیتلری نشان می دهد.

گرچه مور و روگان در روزهای بعد بارها هرگونه انتقاد به فیلم ایستوود را رد کردند، اما جریانی که در رسانه های سینمایی شکل گرفت و پاسخ هایی که در طرفین موافق و مخالف ردوبدل شد تا حدی شدت گرفته که ممکن است حتی سرنوشت جوایز آکادمی اسکار را نیز تغییر دهد.

در این بین پرونده سیاسی ایستوود در رسانه ها در حال موشکافی است و ارتباط جریان فیلم با جمهوری خواهان پررنگ تر می شود. کارگردان کهنه کار هالیوود بارها و بارها در رخدادهای سیاسی حضوری فعال داشته و در تمام این موارد ارادت و علاقه خود را به جمهوری خواهان مطرح کرده است. ایستوود در انتخابات ریاست جمهوری دوره های قبل تر از مک کین دفاع می کرد و در انتخابات اخیر نیز حین سخنرانی در جلسه ای که در هواداری از میت رامنی برگزار شده بود، شوی سیاسی ویژه ای راه انداخت و یک صندلی خالی را به عنوان اوباما مخاطب خود قرار داد!

علاوه بر راین، سلامت روانی کریس کایل نیز مورد پرسش قرار گرفته، فیلمی که براساس خود زندگینامه کایل ساخته شده، مورد تایید نیست. کایل در کتاب خودش به کشتن ۲۵۵نفر در جنگ عراق اشاره می کند که بیش از ۱۶۰نفر را هیچ مرجعی تایید نکرده است، علاوه بر راین، کایل در کتاب خودش به کشتن چندین آمریکایی در شلوغی های بعد از توفان کاترینا اشاره می کند؛ «آدم بد»هایی که هیچ وقت مرگشان تایید نشد و حتی قتل دوتگزاسی که گویا قصد دزدی از او را داشتند نیز هیچ گاه ثابت نشد. کایل از دید از منتقدها، یک پارانوئید ازجنگ برگشته است و حرف هایش ارزش دفاع و به تصویرکشیدن را ندارد چه برسد به معرفی اش به عنوان یک بت وطن پرستی. حتی منتقدان، قهرمان سازی از کایل تک تیرانداز را مصداق نژادپرستی و ضدبشری تفسیر می دانند.

حالاتک تیرانداز آمریکایی بیشتر از آنچه شاید به نظر برسد، یک فیلم هوادار جنگ معرفی می شود؛ فیلمی که شروع و حضور آمریکا در عراق و افغانستان را عملی شجاعانه و الزامی می داند و امنیت مردم آمریکا را تنها در اشغال و حمله نظامی به این کشورها تعریف می کند. حتی توجه کایل به اسلحه و فعالیت های خیرخواهانه اش در قبال سربازان مجروح ازجنگ برگشته و ستایش اسلحه و همه اینها، آن چیزی است که بیشتر از جمهوری خواهان شنیده و دیده ایم. فیلمی که سارا پلین از آن تمجید و مایکل مور آن را تقبیح کند و همه یادداشت های سیاست زده درباره آن و هراندازه که ایستوود آن را «بی ارتباط به احزاب سیاسی» بداند، ناخواسته و خواسته یک فیلم سیاسی است و وارد فهرست بزرگان فیلم های سیاسی شده و در کنار دکتر استرنج لاو، همه مردان رییس جمهور، کاندیداری منچوری، جی اف کی و در بخش فیلم های دست راستی این فهرست قرار می گیرد.


این مطلب پیش‌تر در روزنامه شرق منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *